گردهمایی بزرگ سیاستمداران و سرمایه داران آمریکایی
و بررسی راههای پیش رو در سال پایانی ریاست جمهوری پرزیدنت بوش با محوریت ایران
۱۵ تا ۱۸ نوامبر ۲۰۰۷ در کنار سواحل زیبای پالم بیچ فلوریدا، بیش از ۲۵۰ نفر از سیاستمداران، سرمایه داران، دلتمردان و خبرنگاران آمریکایی دور هم جمع می شوند تا به مدت چهار شبانه روز به مشورت و بازسازی دوباره و برنامه ریزی برای یکسال آینده بپردازند. این برنامه پس از حادثه ۱۱ سپتامبر هر سال تکرار می شود و امسال من سخنران ایرانی این رویداد تاریخی هستم. از دیگر سخنرانها به خانم آن کولتر، دیوید هارویتز، ریچارد پرل، جیمز وولسی، دیک موریس، لو دابز، مایکل لدین، سناتور جیم بونینگ، سرهنگ گوردن کاکولو، پیتر هوکسترا( نماینده مجلس)، جک کویین( نماینده مجلس)، تام دیلای ( نماینده مجلس)، اد رویس ( نماینده مجلس)، ملانی فیلیپس، داگلاس موری ، رابرت اسپنسر، کریستوفر هیچنز، کلیف می، استیو امرسون، جان بولتون، مایکل بارون، وفا سلطان میتوان اشاره کرد. در آخرین روزهای پیش از این برنامه محور سخنرانی ام را تغییر دادم و تصمیم دارم به شرح خیانتهای مالی، سیاسی و اداری مدیریت بخش فارسی VOA بپردازم. شیلا گنجی مدیر موقت بخش فارسی، پا را از گلیم خود فراتر گذاشته و با تصور اینکه رسانه عریض و طویل دولتی آمریکا یعنی VOA ، ارث پدرش میباشد، به بایکوت بی شرمانه فعالین سیاسی و رویدادهای تاثیر گذار تاریخی پرداخته است.

شیلا گنجی با به نمایش گذاشتن دیکتاتوری احمقانه ای در قلب آمریکا، خیانتی عظیم در حق مردم ایران در این شرایط تاریخی روا داشته و به سور چرانی با پولهای مالیات دهنده های آمریکایی مشغول است.
وی در آخرین اقدام بی شرمانه اش، دستور سانسور خبری کمپین بیش از ۱۰۰ دانشکده آمریکایی را صادر کرد که در طول یک هفته ( ۲۲ تا ۲۶ اکتبر ۲۰۰۷ ) به جمهوری اسلامی و تروریسم اعتراض کرده بودند. بر اساس شنیده ها تمام این کمپین به این دلیل بایکوت شد که من سخنران روز افتتاحیه آن در دانشگاه دوپال شیکاگو بودم. اینجا متن کامل سخنرانی ام را در دانشگاه دوپال شیکاگو میتوانید بخوانید.

جالب تر اینکه بدانید دشمنی این پیرزن دیوانه با من به دلیل انتقاد سازنده و مثبت من از سیاست این رسانه در سنای آمریکا بوده است. در سخنرانی فلوریدا گفتنیهای بسیاری را برای آنها که تشنه شنیدنش هستند در خصوص خیانت این زن و نوچه هایش ( بهروز نیکزات و کامبیز محمودی ) خواهم گفت. دیکتاتوری حاکم بر بخش فارسی این روزها حال و روز خوبی ندارد و هر روز با خبر استعفا یا برکناری یکی از حامیانش در دولت مواجه می شود. مدیرانی که شیلا گنجی برای جلب رضایتشان دوستی های عمیق با منشی و رییس دفاترشان برقرار می کرد. راستی چرا دیکتاتورها نمی فهمند دنیای این کثافت کاریها سر آمده است؟ چرا کسی سیلی محکم به گوش خامنه ای، بشار اسد، کاسترو، چاوز و شیلا گنجی نمیزند تا از خواب خنده دار دیکتاتوری در هزاره سوم بیدارشان کند؟
زدن سیلی به گوش این پیر زن دیوانه با من! شما هم دست بکار شوید.