

میدانم که اینروزها همه غرق در هیاهوی سبز و قرمز و احمدی نژاد هستند و اتنخاباتی فکر می کنند ولی ما که سفت و سخت طرفدار تحریم این خیمه شب بازی تکراری هستیم مگر دل نداریم.
پس از ماجراهای باور نکردنی ماههای گذشته در واشینگتن به شدت احتیاج داشتم نفس بکشم و از فضای مسموم سیاسی دور باشم. به ترکیه آمدم و ترتیبی دادم تا خانواده هم بتوانند اینجا بیایند.

مثلا تغییر قیافه داده بودم تا شناخته نشوم ولی وقتی برای بدرقه خانواده به فرودگاه رفته بودم، سربازان گمنام امام زمان و مامورین باهوش وزارت اطلاعات مرا شناسایی کرده و در راه بازگشت به استانبول مورد حمله قرار دادند که اتومبیل میتسوبیشی لنسری که در اختیار داشتم به این شکل در آمد.

پلیس و نیروهای امنیتی ترکیه فوری به صحنه آمدند و پس از آن تحت حفاظت شدید آنها هستم.

البته بد خواهان زیاد خوشحال نشوند به لطف خدا یک هفته بعد دوباره این شکلی شدم!

روز چهار شنبه ۲۷ می ۲۰۰۹ هم در سمینار بین المللی بزرگی که در واشینگتن و پالم بیچ ایالت فلوریدا همزمان برگزار می شد، سخنرانی کردم، در حالی که هنوز دربستر بیماری پس از سوء قصد وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به سر می بردم. دوست خوبم "جیمز وولسی" هم از دیگر سخنرانان این برنامه با عنوان "ایران اتمی را امروز مهار کنید" بود. شرح سخنرانیهای این کنفرانس را میتوانید اینجا ببینید.
نکته: امروز مطلب بسیار زیبای نویسنده وبلاگ بیدار باش حسابی سر حالم کرد و بار بزرگی را که روی دوشم بود برداشت. نامه ای از دوست بسیار عزیزم ارژنگ داوودی که سال پیش از زندان اوین برایم فرستاده بود و ماهیت "احمد باطبی" را تشریح کرده و خواسته بود آنرا منتشر کنم که من به دلایلی نخواستم اینکار را بکنم و حالا خوشحالم که صدای ارژنگ از این طریق شنیده می شود. مطلب بسیار زیبا و تکان دهنده "شهر آشوب" رااینجا ببینید.