تبليغاتX
پسر گستاخ
Amir Fakhravar



باید یک جایی با کسانی که دوستشان دارم و دوستم دارند حرف میزدم تا حسودان، نادان ها و بد خواهان با افسانه سازی دل عزیزانم را نرنجانند. از سالها قبل باید به دنیای قشنگ وبلاگ نویسان وارد می شدم ولی زندان و گرفتاری های بعد از آن اجازه و فرصت نمی داد. امشبِ مهتاب، که ماه کامل بود، مهربانی از آن سوی دنیا, با سین لحظه ی آغازخلقت، مادر وبلاگم شد و این پسر گستاخ به دنیا آمد: تولدش مبارک


categories


Archive

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
Links

امیر عباس فخرآور (سیاوش)
انستیتوی آزادی ایرانیان
کنفدراسیون دانشجویان ایرانی
فدراسیون دانشجویان ایران (CIS Iran)
بیدار باش
آزادی بی بها نیست
مهتاب فرید
پتکین آذرمهر
تا همیشه، مبارز ( سامان خوشبویی )
آزادی ( سامان صنعت نما )
شیر و خورشید تا ابد (سایه حسن)
مه لقا و مهرداد
آریا مهرنگار
افسانه های پاییزی
آزادی ( آرش )
تسخیر ناپذیران (امینه)
تولدی دوباره (بهار)
ایراندخت (ماندانا)
جنبش یاران دبستانی(فرحناز)
حقوق بشر جنبش آزادی ایرانیان
دنياي پر از شادي(مهسا)
رنسانس
ستاره شب (محمد شهابیان)
عباس عبدی
علی عالم زاده
کنفدراسیون دانشجویان ایرانی بلژیک cis
من و شاید تو ( ابراهیم )
نازنین افشین جم
نسل گمشده (علیرضا مصاحبی)
Winston
City Boy
لیبرال دموکرات
عزت الله ابراهیم
آزادی ایران - جنا (آرین)
نگاه بی حجاب
کافه 86 ( مجید میرزایی )
TWO EYES
اصلاحات ( کاوه یونسی )
آرش سهامی
بدانیم بیاندیشیم بپاخیزیم
دختری که برای عشق ایران آزادی می جنگد
ایرج شهبازی
ایران جاودان بمان
دگر اندیشان به پا خیزید
بیاییم آزادی را در خفقان فراگیریم
تبریز نیوز (پیمان پاک مهر)
women united for freedom & peace
فریاد زیر آب
آریامهر
علی اکبری
بهای آزادی ( کوروش احمدی )
ایـــــــــرانــــــــم آرزوســـت
ازادی در ایران
جنبش مستقل دانش آموزی
کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی
شورای تحقیق و نظارت بر VOA
Noggr
فریاد آزادی ایران
فریاد سکوت 2
جنبش مستقل دانشجویی
مهدی حویزی
پیام آور آریایی
اینجا ایران است(نسیم)
ساز دهنی (رضا لندن)
آزاد چون پرنده ......(شبنم)
اهورا فره وشی
آرتمیس
فدراسیون دانشجویان ایرانی انگلستان (CIS-UK)
ساغر کسرایی
یک پسر گستاخ دیگر (امین)
شاهکار آریایی (اشکان مهرتاش)
سولماز بنی عامریان
با چشمان باز... (کیخسرو)
یاران دبستانی 3 (آرتمیس)
سخنگوي جنبش مستقل دانش آموزي ایران (رها)
آرش فخرآور دبیر کل(جنبش دانش آموزی)


کنفدراسیون دانشجویان ایرانی









 سفرم به ترکیه، دیدار با خانواده پس از سه سال دوری، جان سالم به در بردن از یک سو‌ء قصد و شرکت در سمینار بین المللی "ایران اتمی را امروز مهار کنید" از روی تخت بیمارستان در ترکیه

میدانم که اینروزها همه غرق در هیاهوی سبز و قرمز و احمدی نژاد هستند و اتنخاباتی فکر می کنند ولی ما که سفت و سخت طرفدار تحریم این خیمه شب بازی تکراری هستیم مگر دل نداریم.

پس از ماجراهای باور نکردنی ماههای گذشته در واشینگتن به شدت احتیاج داشتم نفس بکشم و از فضای مسموم سیاسی دور باشم. به ترکیه آمدم و ترتیبی دادم تا خانواده هم بتوانند اینجا بیایند.

مثلا تغییر قیافه داده بودم تا شناخته نشوم ولی وقتی برای بدرقه خانواده به فرودگاه رفته بودم، سربازان گمنام امام زمان و مامورین باهوش وزارت اطلاعات مرا شناسایی کرده و در راه بازگشت به استانبول مورد حمله قرار دادند که اتومبیل میتسوبیشی لنسری که در اختیار داشتم به این شکل در آمد.

 

پلیس و نیروهای امنیتی ترکیه فوری به صحنه آمدند و پس از آن تحت حفاظت شدید آنها هستم. 

  

این هم "هاکان" یکی از رییس پلیسهای ترکیه که هر روز مسلح و آماده مقابل هتل با هم تخته بازی میکنیم و بعد از هر باخت بهانه میاره که حواسش به اطراف بوده تا مشکلی برای من پیش نیاد. عکس دیگه هم "مورات" یکی دیگه مامورین تیم حفاظت.

 البته بد خواهان زیاد خوشحال نشوند به لطف خدا یک هفته بعد دوباره این شکلی شدم!

روز چهار شنبه ۲۷ می ۲۰۰۹ هم در سمینار بین المللی بزرگی که در واشینگتن و پالم بیچ ایالت فلوریدا همزمان برگزار می شد، سخنرانی کردم، در حالی که هنوز دربستر بیماری پس از سو‌ء قصد وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به سر می بردم. دوست خوبم "جیمز وولسی" هم از دیگر سخنرانان این برنامه با عنوان "ایران اتمی را امروز مهار کنید" بود. شرح سخنرانیهای این کنفرانس را میتوانید اینجا ببینید.

نکته: امروز مطلب بسیار زیبای نویسنده وبلاگ بیدار باش حسابی سر حالم کرد و بار بزرگی را که روی دوشم بود برداشت. نامه ای از دوست بسیار عزیزم ارژنگ داوودی که سال پیش از زندان اوین برایم فرستاده بود و ماهیت "احمد باطبی" را تشریح کرده و خواسته بود آنرا منتشر کنم که من به دلایلی نخواستم اینکار را بکنم و حالا خوشحالم که صدای ارژنگ از این طریق شنیده می شود. مطلب بسیار زیبا و تکان دهنده "شهر آشوب" رااینجا ببینید.

تاريخ دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 12:2 نويسنده سیاوش |

...........................................